دالـان ِ بهـشت

دالـان ِ بهـشت

ای شاهـِد هر مجلسـی ,
آرام جـانِ هـر کـسی

گـر دوستان داری بَسـی ,
مـا نــیز هــَم بد نیستـیم

#حافِظ

+

بخَـند :)

از طَرف ِ شما
  • ۱۶ خرداد ۹۶، ۱۵:۳۰ - خادم الحسین
    سلام

× پـست 132 ×

پنجشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۵۰ ب.ظ

دو جوان ، که یکی مونث و دیگری مذکـر

شانه به شانه ی هـم

در پیاده روی دور تــا دور درخت های کاج و لا به لایشان درخت های دیگر 

که برگ های زرد و پاییزیاش جلوه ای دیگر به اطراف میداد

و خیابانـی که

فقط گنجشک و قناری ها اجازه ی رفت و آماد و گاهی آواز خواندن را دارند

در این هوای پـاییـزی حرف های ریز میزنند بهم و گاهـی

شوغشان را با لبخندهایی واقعی به رخ میکشند

خنده ای که سرشار از حس بودن هایـی میشود که فراموش نشندیست

میبینی آقــای خاص زندگی ام ؟

هر دویشان عاشق اند ..

پ.ن: دلم عشق میخواهد ! همین ..

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۳
خانوم ِ دانِشجو :)

حَرفاتون  (۳)

کاش همه چی مثل اولش میشد !
مُدیر نِگار:
کاش ..
۲۴ مهر ۹۴ ، ۱۳:۵۵ شیـعــِـه مـولا عـلی
قشنگ بود
ان شاالله قسمتتون بشه
ان شاالله قسمت ما بشه با حاج خانوممون ( فرضی ) :-)
البته اون تیکه آخر پی نوشته که گفتید عشق میخواین
عشق نیاز به عاشق و معشوق داره
معشوق ما ک پیدا شد ولی چشم من نمیبیند چهره دلبر معشوق را:( عاشقتم مهدی جان
مُدیر نِگار:
این نظر خیلی قشنگ بود ^_^

ممنونم :)

عشق به آقا عشقشون ناب هستش ؛)



۲۳ مهر ۹۴ ، ۲۲:۲۷ فاطمه جلالی
قُربونه شما بشمـ بنده دیگهــ :**

تو اینستا کهـ دیده بودی -__-

شُما لینکی :X
مُدیر نِگار:
فدای شما نه خب ندیدم گلی جلن :*

مرسی ممنون ^_^

اِرسال ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">